الشيخ رسول جعفريان

133

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

اين‌گونه امثال ، از روى ندرت اتفاق مىافتد و چون واقع شود ، غالبا بهانه اين است كه حفظ سلطنت يا سلطان ، داعى بر آن بوده است ؛ زيرا ظاهر است كه اگر شفاها استخفاف و استحقارى نسبت به شرع و قانون بشود ، علماى ملت كه آلات و ادوات اجراى احكام مذهب‌اند ، محترم نمىتوانند بود . « 1 » مجراى اعمال قوانين قضايى نيز به دو حوزهء عرف تحت رياست ديوان‌بيگى با نظارت صدر الممالك و حوزهء قضايى شرع تحت رياست علما تقسيم شده بود . البته ، احكام صادره از سوى ديوان شرع نيز در اختيار حوزهء عرف بود ؛ جز آن كه در برخى دوره‌ها ، عالمان و مجتهدانى بودند كه خود به اجراى احكام مىپرداختند . « 2 » همچنان كه قدرت شرع در برخى دوره‌ها ، از عرف زيادتر و گاه به عكس بود ؛ چنان كه به نوشتهء همين مالكوم ، در زمان شاه سلطان حسين صفوى ، جميع امور در محكمهء شرع مىگذشت ؛ و در زمان نادر شاه ، تمامى كارها به حاكم عرف رجوع مىشد . « 3 » رياست حوزهء عرف ، در نهايت به شاه مىرسيد كه قدرتش را از طريق عمالش در همهء شهرها اعمال مىكرد . به نوشتهء مالكوم : « حاكم عرف ، پادشاه است و نواب وى و حكام ممالك و بلاد و عمال قرى و قصبات و ضباط محال و كدخدايان دهات و صاحب منصبان از هر قبيل كه در تحت فرمان او كار مىكنند » . « 4 » به هر روى ، از نظر مالكوم ، علما همچنان نقش مهمى در دفاع از مردم در برابر استبداد دارند : « بنيان قواعد اهالى ايران ، مانند ساير بلاد اسلام ، بر قرآن و حديث است و از اين سبب است كه فقهاى شريعت و قضات ملت يك طايفه‌اند و چون سررشتهء قوانين الهيه در دست ملاهاى ملت است ، به همين سبب سپر بلاهاى ضعفا و مساكين‌اند و در مقابل تيرباران صدمات ظلمه لاجرم اين طبقه را احترامى تمام است . » « 5 » وى با اشاره به تضعيف موقعيت علما در دورهء نادر شاه ، مىافزايد : « اما به جهت فرط فضيلت و زهد و صلاحيتى كه در ايشان است ، اهالى هر شهر كه مجتهدى در آن سكنا دارد ، بالطبع و الاتفاق به ايشان رجوع كرده ، مجتهدين را هادى راه نجات و حامى از ظلم بغات و طغات مىدانند و چنان در تعظيم و تجليل ايشان مبالغه نمايند كه جبّارترين سلاطين نيز مجبور است كه در اين امر متابعت خلق را نموده ، از روى اعتقاد يا تكلّف ، مجتهد را رعايت و احترام كند . » و در نهايت

--> ( 1 ) . مالكوم ، همان ، ج 2 ، ص 543 ( 2 ) . بنگريد : مهدوى ، مصلح الدين ، بيان المفاخر در شرح حال حجة الاسلام شفتى ، ج 1 ، صص 161 - 164 ( 3 ) . مالكوم ، همان ، ج 2 ، ص 546 . در دورهء نادر قدرت علما كاهش يافته و اهرم مالى وقف كه در اختيار آنان بود ، از آنان گرفته شد . در اين باره بنگريد : شعبانى ، تاريخ اجتماعى ايران در عصر افشاريه ، صص 185 - 189 ، 367 ، و بنگريد : مالكوم ، همان ، ج 2 ، ص 547 ( 4 ) . مالكوم ، همان ، ج 2 ، ص 550 ( 5 ) . مالكوم ، همان ، ج 2 ، ص 546